دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند دلم برای کسی تنگ است.. میخواهم آرام سر بر سینه ات بگذارم میخواهم صدای طپش قلبت مرا به خوابی آرام و رویائی فرو برد با نگاهت در سکوتی لغزان غوطه ور شوم ولی اگر چنین شود و قلب کوچک تو کلبه من شود ...... اری میخواهمت
ღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღ
راستی این شب ها جایت خیلی خالی بود. شاید اگر بودی دیگر لازم نبود برای دیدن ستاره ها سربلند کنی. چون کهکشانی از ستاره از چشم هایم جاری بود.
راحت تر برایت بگویم: این چند شب آنقدر اسم تو را برده ام که حالا صدایم در نمی آید. حالا هم این ها را برای تسلای دل خودم می نویسم، زیرا تو هیچ لحظه ای از خاطر من جدا نبوده ای.
گفت: مشق نام لیلا می کنم خاطر خود را تسلا می کنم چون میسر نیست ما را کام او عشق بازی می کنم با نام او ...!
ღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღ
دوستان شعرهایی که در آخر اسم خودمم رو نوشتم سروده این حقیر هست . امیدوارم خوشتان اومده باشه .
سلام دوستان مهربونم . دوستان امروز روز تولد یکسالگی وبلاگم هست . امیدوارم چشن 100 سالش رو باهم و کنار هم بگیریم .به خاطر همین امروز شعرهایی خودم رو گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد
قلبت
ماه من نمیدانم چرا آسمان دلت ابری هست شاید کسی رو میخواییی که بیاد و ابرهای روی قلبت رو پاک کند . میخوایی من بیام به جای تو پاک کنم قول میدم خوب ، خوب پاکش کنم ، هیچ لکه ای بر روی قلبت نباشه و میشه ازت یه خواهشی بکنم میشه کلید قلبت رو بهم بدی چون میخوام برای همیشه در قلبت باشم و بمونمهیچ کس رو تو قلبت نذارم . چون میخوام که قلبت برای همیشه مال من بشه و تا ابد ازش خوب نگه داری کنممم
دلم میخواد
دلم میخواد که داد بزنم
ولی کسی صدامو نشنوه
دلم میخواد همیشه اسم تو رو داد بزنم
ولی میترسم کسی صدامو بشنوه
دلم میخواد که همیشه کنارم باشی
و هیچ وقت تنهام نذاری
دلم میخواد که وقتی بارون میاد
زیر بارون راه برم و اسم تو رو داد بزنم
دوستت دارم چون !!
دوستت دارم چون باران بوی تو رو میدهد
دوستت دارم چون بوی گل میدهی
دوستت دارم چون مثل زیبایی گل هستی
دوستت دارم چون ... هستی
دوستت دارم چون قلبم هدیه از توست
دوستت دارم چون نگاه چشمانت مرا در خود غرق کرده است
دوستت دارم چون صدایت به من آرامش خاصی میده
دوستت دارم چون همیشه یاورم بودی
دوستت دارم چون تو هم هیچ وقت تنهام نذاشتی
دوستت دارم چون تو هم دوسم داری
بهم قول بدیم
بیا بهم قول بدیم که هیچ وقت همدیگرو رو تنها نذاریم
بیا بهم قول بدیم که همیشه یاورهم باشیم
بیا بهم قول بدیم که در غم ها و شادی های یکدیگر شریک باشم
بیا بهم قول بدیم که تا ابد کنار هم بمونیم
بیا بهم قول بدیم که نذاریم سرنوشت منو و تو رو از هم جداکنه
بیا بهم قول بدیم که تا ابد همدیگرو دوست بداریم
بیا بهم قول بدیم که هیچ کس رو تو قلبمون راه ندیم
من چیکار کنم !!!!
آسمون دلش گرفته
گریه میکنه تا آروم بشه
منی که دلم گرفته چیکار کنم
منم گریه کنم تا آروم بشم
آخه اگه گریه کنم میگن کم آورده
میگن به آخر خط رسیده
میگن یاد بچیگاش افتاده
پس من چیکار کنم که دلم رو مثل آسمون خالی کنم
کنار ساحل
یادته کنار ساحل نشسته بودیم
از آرزوهامون میگفتیم
از آینده ی که برای هم ساخته بودیم
از عشقی که برای هم به وجون آورده بودیم
یادته من سرم رو روی پاهات گذاشته بودیم از دلتنگی هایم برات میگفتم
یادته وقتی که داشتم گریه میکردم تو یواش یواش اشک هامو پاک میکردی
میگفتی گریه نکن من طاقت اشک ها تو رو ندارم
امیدوارم این آروزهامون هرگز به باید نره ... .
ستاره شب های من
ستاره شب های من کجایی ؟؟؟؟
ترانه دلتنگی هایم کجایی ؟؟؟
مونس شب های تنهایم کجایی ؟؟؟؟
مونسی که سال های سال انتظارش رو میکشیدم کجایی ؟؟؟
تنها همدی که تو خلوتگاهم انتظارش رو میکشیدم کجایی ؟؟؟؟
به خاطر چشمان زیبای تو بود که چشمانم، جسارت دیدن چشم کسی را نداشت به خاطر روی زیبای تو بود که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود که دست هیچ کس را در هم نفشردم به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم به خاطر دل پاک تو بود که پاکی باران را درک نکردم به خاطر عشق بی ریای تو بود که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم به خاطر صدای دلنشین تو بود که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست و به خاطر خود تو بود که خودم را فراموش کردم ودر دریای عشقت غوطه ور ساختم اری به خاطر تو ای نازنین
دراين شب مهتابي كه ميدانم دلتنگ عطر باراني
اشكهايم را تقديم قلب درياييت ميكنم اما نه . . .
ميدانم دوست نداري اشکي از چشمانم جاري شود
پس با صدايي که از اعماق وجودم بيرون مي آيد فرياد مي زنم :
ااز صميم قلبي كه به راهت باختم دوستت دارم
تو همان عابري هستي که با گامهايت خزان دلم را بهار عشق کردي !
تو تکرار باراني ... ! و نگاهت تابلوي قشنگ شبي زيباست که مرا مي خواند
هنگامي که چشمان زيبايت را به من دوختي و دستان پر مهرت را به من هديه دادي
و دوست داشتن رو نيز برايم معنا كردي
اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ تو را از خدا مي گرفتم اگر سنگ بودم به هر جا که بودي سر رهگذار تو جا مي گرفتم اگر ماه بودي به صد ناز شايد شبي بر لب باممان مي نشستي اگر سنگ بودي به هر جا که بودم مرا مي شکستي، مي شکستي
از وقتی که قلبم رو دادم به تو دنیا برام آبیه .
شبهای تیره ، و تار مثل روز آفتابیه .
تا وقتی که شبها دلم پیش توست .
توی تنم دردی وجود نداره .
دیگه برای خوابم .
قصه اثر نداره .
روزهای که صورتتو می بینم
شادی همه وجودمو می گیره .
تودلم دعا میکنم
خنده بزنه روی لبات جوونه
عزیزو مهربونم دنیای من تو هستی .
یــــار وفادار من تا عمردارم تو هستی .
ستاره درخشان تو شبهای من تو هستی .
روزهای سرد و برفی ، آفتاب من تو هستی
همیشه وقت غروب دریا را در جوار ساحل های شنی همراهی می کنم
خاطره ای را با یاد می آورم که با همه کهنگی بوی طراوتش به سان اکنون است
حقیقتی که در آن زیباترین خاطره تاریخ خاک شکل گرفت
روزی شدادب و دل انگیز
آن روز:
صبح زودتر آغار شد
مرغکها از شوق ، شبها را تا صبح پرسه زده بودند
سیمرغ از خواب هزار ساله اش بیدار شد تا یکی از پزهایش را به رسم امانت در اختیار باد بگذارد
آسمان را بگو ، چه آرام و عاشقانه می گریست
آن روز جغد هم بیدار بود ؛ می خواند با صدایی حتی به زیبایی چک
همه چیز مهیا بود برای اتفاقی بزرگ
هیچ کس نمی دانست چه واقعه ای در انتظار شرف است
ولی خوشحالی در چشمان درختان نیز موج می زد
آری . . .مهربانم
آن هنگام، روز تولد توست
آن روز فلسفه سرآغاز آفرینش است که در میعادگاه جانم جولان میدهد
دل آواره ام همیشه گریبان گیر ستاره هایی است که برای دیدنت روز را لحظه شماری می کنند
و من وقتی تورا می نگرم پلک هم نمی زنم
به یادت هستم تا هستی هست
تورا چون آویشن در قلبم خواهم کاشت
تا روز که سر برآوری از هر کسی به من نزدیکتر باشی
بدان اگر خدا نبود تو را می پرستیدم
حقیقتی به زیبایی یک کفر
مهربانم، ای خوب!
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد
و کمی،
دلش از دوری تو دلگیر است....
مهربانم، ای خوب!
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش ،
به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعایش اینست؛
زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی
و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد...
مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که دنیایش را،
همه هستی و رؤیایش را، به شکوفایی احساس تو، پیوند زده
و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد....